مراسم اسپنده در روستای ازان یک سنت قدیمی است که با خواندن شعر اختصاصی با زمستان خداحافظی میکنند و در روز های اولیه اسفند ماه صورت میگیرد

 

شعر اسفند اسفنده در روستای ازان به سنت قدیم شب اول اسفند بچه ها کوچه به کوچه میخواندن و به نیت رفع بلا و شفای بیماران

 

 

شعر مراسم اسپنده
اسفنده و اسفنده.    اهوی اهوی
زاییدن گوسفنده.    اهوی اهوی
هر کی بزان پور بو.  اهوی اهوی
کل کیه ش سور بو. اهوی اهوی
هرکی بزان دت بو.      اهوی اهوی
کی اش پر قالی بو.  اهوی اهوی


یه خر کولی(کلی)داشتیم. اهوی اهوی
خوب نگهش نداشتیم.  اهوی اهوی
یه چوبش زدیم نمی رفت. اهوی اهوی
دو چوبش زدیم نمی رفت. اهوی اهوی

شغال اومد و بردش.    اهوی اهوی
سر پا نشست و خوردش.  اهوی اهوی
شغال باغ بالا            اهوی اهوی
پات بشکنه ایشالا      اهوی اهوی

حاجی گل بهار آمد.  اهوی اهوی
با اسب و سوار آمد.    اهوی اهوی
اسبش به کجا بندیم.  اهوی اهوی
دور خرمن ها بندیم.  اهوی اهوی
دراین هنگام اسم صاحبخانه یا پسر او را در مصرع بعدی اورده و اینگونه ادامه میدهیم.برای مثال اگر اسم ایشان عباس باشد میگوییم.:(وگر نه مصرع اصلی این است:حاج قلی بک شمایید)
عباس آقا شمایید. اهوی اهوی
نارنج دست شاهید. اهوی اهوی
از باغ شاه می آیید. اهوی اهوی
با اسب وزین گل گلی اهوی اهوی
چار وادارت (چهار پا دارت) عباس قلی اهوی اهوی

بعد از یک مکث کوتاه ادامه می دهیم

کلاه ما را پرکنید. اهوی اهوی
دعا به جون بز کنید. اهوی اهوی
با شنیدن صدای پای صاحبخانه اینطور ادامه میدادیم

انگار صدای سول ایه. اهوی اهوی
پشقاب پر پول ایه. اهوی اهوی
انگار صدا کش کش ایه. اهوی اهوی
پشقاب پر کشمش ایه.  اهوی اهوی

این شعری بود که در زمان بچگی ما به همین ترتیب خوانده و خانه به خانه ادامه پیدا میکرد.توی خاطراتم همین مانده